تصویر لغت extract

extract

noun, verb

بیرون کشیدن ، عصاره

//ˈekstrækt//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

excerptionpull uppress outelicitdistill

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 23 - کلمات 265 تا 276

جملات مثال (3)

Dr. Fogel extracted my tooth in an amateur fashion.

دکتر "فاگل" دندانم را به طور ناشیانه ای کشید

Chemists extracted the essential vitamins from the grain.

داروسازان، ویتامین های لازم را از دانه گندم استخراج کردند

Spencer was ingenious in extracting information from witnesses.

اسپنسر در بیرون کشیدن اطلاعات از شاهدها، خلاقانه عمل کرد

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «extract» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «extract» در آزمون 504 Essential Words

لغت "extract" (به فارسی: بیرون کشیدن ، عصاره) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈekstrækt// است. مترادف‌های این کلمه شامل excerption, pull up, press out, elicit, distill می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «extract» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان