
defect
noun, verbمعیوب کردن ، کاستی
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
My Chevrolet was sent back to the factory because of a steering defect.
شورولت من بهدلیل نقص فرمان به کارخانه بازگردانده شد.
His theory of the formation of our world was filled with defects.
نظریهٔ او دربارهٔ شکلگیری جهان ما پر از نقص بود.
The villain was caught because his plan had many defects.
شرور بهدلیل نقصهای فراوان در نقشهاش دستگیر شد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «defect» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «defect» در آزمون 504 Essential Words
لغت "defect" (به فارسی: معیوب کردن ، کاستی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //diˈfekt,ˈdēˌfekt// است. مترادفهای این کلمه شامل flaw, shortcoming, desert, mar, blemish میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «defect» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان