
daze
noun, verbگیج کردن ، خیره و مبهوت
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
The severity of the blow dazed the fighter and led to his defeat.
شدت ضربه مشت به حدی بود که بوکسور را گیج کرد و منجر به شکست او شد
When he ventured out of the house at night, the child was dazed by the noise and the lights.
وقتی که کودک خطر کرد و در شب از خانه بیرون رفت، از سر و صدا و نور بیرون گیج شد
Dazed by the flashlight, Maria blundered down the steps.
ماریا از نور چراغ قوه گیج شده بود و اشتباهاً از پلهها پایین افتاد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «daze» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «daze» در آزمون 504 Essential Words
لغت "daze" (به فارسی: گیج کردن ، خیره و مبهوت) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //dāz// است. مترادفهای این کلمه شامل fog, dazzle, haze, shock, stupor میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «daze» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان