
circulate
فعلبه گردش درآوردن ، چرخیدن
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (3)
A fan may circulate the air in summer, but it doesn't cool it.
پنکه ممکن است در تابستان هوا را به گردش درآورد، اما آن را خنک نمیکند.
My father circulated among the guests at the party and made them feel comfortable.
پدرم میان مهمانان در مهمانی رفتوآمد میکرد و آنها را راحت میکرد.
Hot water circulates through the pipes in the building, keeping the room warm.
آب داغ در لولههای ساختمان گردش میکند و اتاق را گرم نگه میدارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «circulate» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «circulate» در آزمون 504 Essential Words
لغت "circulate" (به فارسی: به گردش درآوردن ، چرخیدن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈsərkyəˌlāt// است. مترادفهای این کلمه شامل spread, propagate, pass around, disperse, disseminate میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «circulate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان