
bait
noun, verbطعمه گذاشتن ، طعمه
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
The secret of successful trout fishing is finding the right bait.
رمز موفقیت در صید ماهی قزل آلا، انتخاب یک طعمه مناسب است
How can you expect to bait Mike into running for the class presidency when he has already refused every appeal?
چطور می توانی "مایک" را ترغیب به قبول نمایندگی کلاس کنی در حالی که او تا به حال تمام در خواست ها را رد کرده است؟
Eddie is a good hunter because he knows the merit of each kind of bait for the different animals.
ادی شکارچی خوبی است چون ویژگی های هر طعمه ای را برای شکار حیوانات مختلف می داند
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bait» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «bait» در آزمون 504 Essential Words
لغت "bait" (به فارسی: طعمه گذاشتن ، طعمه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //bāt// است. مترادفهای این کلمه شامل food, seduce میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bait» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان