تصویر لغت addict

addict

noun, verb

معتاد

//ˈadikt//
📖504 Essential Words

مترادف‌ها

freakjunkiehooknutjunky

دسته‌بندی دستوری

noun, verb

درس

درس 17 - کلمات 193 تا 204

جملات مثال (3)

Because he was a heroin addict, it was essential for Carlos to get the drug each day.

به علت این که "کارلوس" به هرویین معتاد بود، لازم بود که هر روز مواد مخدر استفاده کند

Marcia became flabby because she was addicted to ice cream sodas.

مارسیا چاق شد چون به سودا بستنی معتاد شده بود

Those who take aspirins and other pain-killers regularly should realize that they may become drug addicts, too.

آن کسانی که آسپرین و سایر مسکن ها را مرتب استفاده می کنند، بایستی بدانند که ممکن است به این داروها نیز معتاد شوند

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «addict» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «addict» در آزمون 504 Essential Words

لغت "addict" (به فارسی: معتاد) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.

این کلمه در دسته‌بندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈadikt// است. مترادف‌های این کلمه شامل freak, junkie, hook, nut, junky می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک می‌کند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «addict» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان