
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (5)
Scientists proposed a new theory to explain the origins of the universe.
دانشمندان نظریه جدیدی برای توضیح منشأ کیهان پیشنهاد دادند.
Her theory about climate change challenges the traditional scientific consensus.
نظریه او درباره تغییرات آبوهوایی، اجماع علمی سنتی را به چالش میکشد.
Einstein's theory is really too difficult for the average person to understand.
نظریهٔ اینشتین واقعاً برای فرد عادی بیش از حد دشوار است.
My uncle has a theory about the effect of weather on baseball batters.
عمویم نظریهای دربارهٔ تأثیر هوا بر ضربهزنهای بیسبال دارد.
No one has advanced a theory explaining the beginnings of writing.
هیچکس نظریهای دربارهٔ آغاز نوشتار ارائه نکرده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «theory» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «theory» در آزمون 500 Common Words
لغت "theory" (به فارسی: نظریه) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈθɪə.ɹi// است. مترادفهای این کلمه شامل hypothesis, concept میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «theory» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان