
stress
اسماسترس
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
The constant stress of her job was affecting her health.
استرس مداوم شغلش بر سلامت او تأثیر میگذاشت.
He experienced a lot of stress before his final exams.
او پیش از امتحانات نهایی استرس زیادی را تجربه کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «stress» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «stress» در آزمون 500 Common Words
لغت "stress" (به فارسی: استرس) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //stɹɛs// است. مترادفهای این کلمه شامل tension, strain میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «stress» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان