
shoe
اسمکفش
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
He polished his leather shoes to make them look shiny.
او کفشهای چرمیاش را واکس زد تا براق شوند.
He tied his shoelaces tightly to make sure his shoes would n't come off.
او بند کفشهایش را محکم بست تا مطمئن شود کفشهایش درنمیآیند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «shoe» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «shoe» در آزمون 500 Common Words
لغت "shoe" (به فارسی: کفش) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ʃuː// است. مترادفهای این کلمه شامل footwear, sneaker میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «shoe» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان