
جملات مثال (6)
All of my senses were on the alert for danger.
تمام حواس من برای خطر آماده و هوشیار بودند.
We had a sense that something wasn't quite right.
ما احساسی داشتیم که چیزی کاملاً درست نیست.
His senses were clear despite his illness.
با وجود بیماری، حواسش کاملاً هوشیار بودند.
There is a sense of mystery at the heart of Take Care of Maya that sticks in the craw a little.
در دل داستان «مراقب مایا باش» یک حس رمزآلود وجود دارد که کمی آزاردهنده است.
And in one sense , this is so absurd because what in God's name is the point?
و از یک جنبه، این کاملاً مضحک است چون به چه درد میخورد؟ / واقعاً هدفش چیست؟
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «sense» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «sense» در آزمون 500 Common Words
لغت "sense" (به فارسی: احساس کردن) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /sens/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «sense» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان