
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
Our mission was to recover the stolen plans.
ماموریت ما بازیابی نقشههای دزدیدهشده بود.
By patient negotiation she succeeded in her mission of averting a strike.
او با مذاکرهای صبورانه در مأموریت خود برای جلوگیری از اعتصاب موفق شد.
The spy mission only exists to make the family stronger by the end of the film.
ماموریت جاسوسی تنها برای قویتر کردن خانواده تا پایان فیلم وجود دارد.
Binkley says the mission of his campaign is to unite the country with the love of God.
بینکلی میگوید مأموریت کمپینش متحد کردن کشور با عشق خداست.
The British Embassy said staff had not yet been told to leave, and the mission was in close contact with the U.N. on the issue.
سفارت بریتانیا گفت که به کارکنان هنوز دستور ترک داده نشده و این مأموریت در تماس نزدیک با سازمان ملل در این مورد است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «mission» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «mission» در آزمون 500 Common Words
لغت "mission" (به فارسی: مأموریت) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmɪʃ.ən/ است. مترادفهای این کلمه شامل deputation, delegacy, delegation میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «mission» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان