
leader
اسمرهبر
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
The company leader implemented a new strategy to boost productivity.
رهبر شرکت یک استراتژی جدید برای افزایش بهرهوری اجرا کرد.
In sports, the team captain serves as a motivational leader.
در ورزش، کاپیتان تیم به عنوان یک رهبر انگیزشی عمل میکند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «leader» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «leader» در آزمون 500 Common Words
لغت "leader" (به فارسی: رهبر) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈliː.də(ɹ)// است. مترادفهای این کلمه شامل chief, head میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «leader» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان