تصویر لغت key

key

adjective, noun, verb

کلیدی

/kiː/
🎓IELTS General Training500 Common Words

مترادف‌ها

key outnamediscover

متضادها

atonality

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun, verb

درس

درس 13 - کلمات 301 تا 325

جملات مثال (6)

Their votes were key in getting the bill passed.

رأی‌های آن‌ها نقش کلیدی در تصویب لایحه داشت

Underline key words and phrases as you read.

در هنگام خواندن، کلمات و عبارات کلیدی را زیر خط بکشید

The key question is "Can we afford it?".

سؤال کلیدی این است: «آیا از پس آن برمی‌آییم؟»

He's a key player in the organization.

او بازیکن کلیدی در سازمان است

Devoe's key three late in the game helped the Blazers hold off the Spurs.

سه امتیاز دیرهنگام دوو به بلیرز کمک کرد تا از اسپرس عقب نیفتند

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «key» کدام است؟

لغات هم‌درس

این لغت در این آزمون‌ها هم هست:

درباره لغت «key» در آزمون 500 Common Words

لغت "key" (به فارسی: کلیدی) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /kiː/ است. مترادف‌های این کلمه شامل key out, name, discover می‌شوند. متضاد آن atonality است.

یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک می‌کند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «key» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان