
foot
اسمپا
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
He traced patterns in the sand with his foot, leaving temporary imprints.
او با پایش نقشهایی روی شنها ترسیم کرد و ردهایی موقتی به جا گذاشت.
She stood on one foot to test her balance during the exercise.
او روی یک پا ایستاد تا تعادل خود را در حین تمرین آزمایش کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «foot» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «foot» در آزمون 500 Common Words
لغت "foot" (به فارسی: پا) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //fʊt// است. مترادفهای این کلمه شامل paw, sole میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «foot» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان