
effort
اسمتلاش
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
Despite her best effort, she couldn't solve the puzzle.
با وجود بهترین تلاشش، او نتوانست معما را حل کند.
The team put in a tremendous effort to complete the project ahead of schedule.
تیم تلاش فوقالعادهای برای تکمیل پروژه زودتر از برنامه انجام داد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «effort» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «effort» در آزمون 500 Common Words
لغت "effort" (به فارسی: تلاش) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈɛfət// است. مترادفهای این کلمه شامل attempt, endeavor میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «effort» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان