
connection
اسمارتباط
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
The internet connection at the office was unstable, causing delays in communication.
اتصال اینترنت در دفتر ناپایدار بود و باعث تأخیر در ارتباطات میشد.
She felt an instant connection with the new colleague who shared her passion for photography.
او فوراً با همکار جدیدی که علاقهاش به عکاسی مشترک بود، احساس ارتباط کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «connection» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «connection» در آزمون 500 Common Words
لغت "connection" (به فارسی: ارتباط) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //kəˈnɛkʃən// است. مترادفهای این کلمه شامل link, relation میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «connection» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان