
baby
اسمکودک
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
A babysitter was hired to take care of the baby while the parents were out.
یک پرستار بچه برای مراقبت از نوزاد استخدام شد تا وقتی والدین بیرون هستند از او مراقبت کند.
She cradled the sleeping baby in her arms.
او نوزاد خوابیده را در آغوشش نگه داشت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «baby» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «baby» در آزمون 500 Common Words
لغت "baby" (به فارسی: کودک) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈbeɪbi// است. مترادفهای این کلمه شامل infant, newborn میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «baby» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان