۳۰ لغت آلمانی جالب که هیچ معادل فارسی ندارن
آلمانی

۳۰ لغت آلمانی جالب که هیچ معادل فارسی ندارن

آلمانی‌ها کلماتی دارن که هیچ زبان دیگه‌ای نداره. این لغات چیزای جالبی از فرهنگ آلمانی بهت می‌گن.

۱۴۰۵/۳/۱۷·5 دقیقه مطالعه

یکی از جذاب‌ترین چیزای یادگیری زبان اینه که بعضی مفاهیم فقط تو یه زبان وجود دارن. آلمانی از این نظر خاص‌ترین زبانیه که می‌شناسیم.

Schadenfreude — لذت از بدبختی دیگران. این کلمه رو خود انگلیسی‌زبون‌ها هم قرض گرفتن. همه این احساس رو داریم ولی فارسی اسمش رو نداره.

Fernweh — دلتنگی برای جاهایی که هنوز نرفتی. «فرن» یعنی دور، «وه» یعنی درد. درد برای دوری از جایی که هرگز نبودی.

Weltschmerz — درد جهان. غمی که از شکاف بین دنیای ایده‌آل و دنیای واقعی می‌آد.

Torschlusspanik — ترس از اینکه در داره بسته می‌شه. اضطراب برای موقعیت‌هایی که دیگه نمی‌تونی ازشون استفاده کنی.

Gemütlichkeit — یه حس گرما، راحتی، و دوستانه بودن که جایی یا موقعیتی می‌ده.

Waldeinsamkeit — تنهایی در جنگل. یه حس آرامش و خودآگاهی که در طبیعت پیدا می‌کنی.

Fremdschämen — خجالت کشیدن به جای کسی دیگه. وقتی یکی کار خجالت‌آوری می‌کنه و تو بدت میاد.

Verschlimmbessern — بدتر کردن چیزی با تلاش برای بهترکردنش. همه یه دوست این‌شکلی داریم.

Lebensabschnittpartner — شریک زندگی یه دوره خاص. نه همیشگی، نه گذرا — فقط «شریک این فصل».

Fingerspitzengefühl — «حس نوک انگشت» — شم و ظرافت در موقعیت‌های اجتماعی یا هنری.

یادگیریت رو با کاسکو ادامه بده

۱۵۰۰ لغت با تلفظ، آزمون، و AI همراه

مقالات مرتبط